من (احتمالاً) سیامک هستم!

تسهیل‌گر هنر، نوشتن و خلاقیت درونی با رویکرد ذهن‌آگاهی

سلام، من سیامک تراکمه‌زاده هستم. سال‌هاست که هنر، نوشتن و پرورش خلاقیت درونی مسیر زندگی و کارم را شکل داده‌اند. باور دارم سکوت یکی از عمیق‌ترین درهای شناختِ خود است. اینجا، در «تماشای سکوت»، فضایی فراهم کرده‌ام تا در آرامش و بی‌شتاب، از راه هنر و نوشتن مکث کنی، نگاه کنی و خودت را در آثار هنری‌ات، نوشته‌هایت و درون خویش بهتر ببینی و تجربه کنی.

بیش از ۱۵ سال کار با هنر و نوشتن آگاهانه

همراهی گروه‌های کوچک برای تجربه‌های هنری

طراحی مسیرهای آموزشی در حوزه خلاقیت و بیان درونی

تجربه ساخت فضاهای امن برای گفت‌وگو و کشف درونی

داستان از کجا شروع شد؟

رفته بودم انجمن سینمای جوان تا فیلمسازی یاد بگیرم. اما سر کلاس عکاسی بود که فهمیدم مسیرم چیز دیگری است. اوایل از پشت منظره‌یاب دوربین دنبال سوژه می‌گشتم؛ غافل از اینکه سوژه واقعی خود من هستم. عکاسی کم‌کم مرا وادار کرد به جای جهان بیرون، خودم را نگاه کنم.

خیلی زود، هم‌زمان با یادگرفتن عکاسی، شروع کردم به درس‌دادن به یکی از دوستانم. همانجا بود که فهمیدم معلم‌شدن چطور بی‌صدا وارد زندگی‌ام شده است. معلمی و عکاسی در کنار هم برایم رشد کردند؛ هرچه بیشتر درس می‌دادم، بیشتر یاد می‌گرفتم. آموخته‌هایم را می‌نوشتم و بعدها فهمیدم آنچه روی کاغذ ظاهر می‌شود، بخش‌های ناشناخته خودم است. پس نوشتن هم مثل دوربین، راهی شد برای نزدیک‌ترشدن به خود.

سال‌ها کار با فرم، تصویر، رنگ و کلمه مرا به این درک رساند که هنر و نوشتن فقط ابزار بیان نیستند؛ راهی برای دیدن و فهمیدن خود هستند.

به مرور، مطالعه، تجربه‌های شخصی و گروهی و سال‌ها تدریس، برایم روشن کرد که می‌شود با ترکیب هنر، نوشتن و حضور آگاهانه، فضایی ساخت که انسان‌ها بدون قضاوت بتوانند خودشان را کشف کنند.

این شد نقطه شروع کار من؛ مسیری که امروز در «تماشای سکوت» ادامه‌اش می‌دهم.

 

کار من بر چند اصل ساده اما عمیق استوار است؛ اصولی که با تجربه و زندگی‌کردنشان به آن‌ها ایمان آورده‌ام:

حضور: وقتی مکث می‌کنیم، چیزهایی دیده می‌شوند که در شتاب روزمره پنهان می‌مانند.
مشاهده بدون قضاوت: هنر و نوشتن زمانی اثرگذار می‌شوند که تجربه را همان‌طور که هست ببینیم.
سکوت و توجه: سکوت برای من غیبت صدا نیست؛ فضایی است برای شنیدن خود.
اصالت و صداقت: در هنر و نوشتن مهم «درست‌بودن» نیست؛ «واقعی‌بودن» است. هنر زمانی هنر است که صادق باشد.
رشد از مسیر تجربه: انسان از راه تجربه یاد می‌گیرد، نه فقط از دانستن. همیشه فرآیند است که آموزنده است.
راوی‌گری: باور دارم انسان زمانی آزاد است که روایت زندگی‌اش را خودش بنویسد، نه اینکه دیگران برایش روایت کنند.

فلسفه کاری من این است:

ساختن فضایی امن، آرام و بدون قضاوت؛ فضایی که آدم‌ها بتوانند خودشان را با وضوح، مهربانی و کنجکاوی بیشتری ببینند. بدون چنین فضایی—چه واقعی و چه مجازی—برون‌ریزی، صمیمیت و کشفِ درون اتفاق نمی‌افتد.

در «تماشای سکوت» چند مسیر طراحی شده که هرکدام تجربه‌ای متفاوت برای دیدن خود از راه هنر، نوشتن و حضورند:

  • هنرمند درون: مسیری عمیق برای شناخت درونی از راه هنرهای تصویری، نقاشی، گِل و تجربه.
  • خودنویس: دیدن و فهمیدن خود از راه نوشتن، توجه و راوی‌گری.
  • نگاه در سکوت: تجربه‌ای کوتاه‌مدت بر پایه مشاهده‌گری، ارتباط با آثار هنری و یادگیری از هنر به‌عنوان میراثی چند هزار ساله.
  • پرسه در سکوت: قدم‌زدن آگاهانه برای مکث و دوباره‌دیدن پیرامون.
  • آرت‌گپ: فضایی برای گفتگو، شنیدن و بودن با هنر.

هر کدام از این مسیرها یک هدف مشترک دارند:

کمک به تجربه‌ای روشن‌تر، آرام‌تر و انسانی‌تر از خود.

در مسیرهایی که طراحی کرده‌ام، «فضا» مهم‌تر از «آموزش» است. من به‌عنوان تسهیل‌گر، کنار تو می‌ایستم تا تجربه‌ای امن، آرام و بدون فشار شکل بگیرد. وقتی فضا درست فراهم باشد، در کنار هم می‌توانیم به نتایج واقعی برسیم.

  • ساختار جلسات: هر جلسه با یک ورود آرام آغاز می‌شود؛ سپس از طریق هنر، نوشتن، گفت‌وگو یا تمرین‌هایی ساده، به تجربه اصلی می‌رسیم و درباره‌اش صحبت می‌کنیم تا به خودآگاهی بیشتری نسبت به آن برسیم.
  • فضای کلاس: آرام، کم‌صدا، با ریتمی آهسته و بدون شتاب.
  • نوع تعامل: هیچ چیز اجباری نیست؛ اشتراک‌گذاری‌ها داوطلبانه‌اند و هرکس به اندازه نیازش مشارکت می‌کند.
  • نقش من: همراهی، طرح پرسش، فراهم‌کردن فضا، و کمک به دیدن تجربه از زاویه‌ای تازه.
  • امنیت روانی: احترام به مرزها، حفظ حریم شخصی و ایجاد فضایی که در آن هیچ‌کس قضاوت نمی‌شود.
  • هدف ما این است:

به‌جای نتیجه‌محوری، تجربه‌محوری را زندگی کنیم.

کمی شخصی‌تر...

من اهل آبادان هستم و حالا در اصفهان زندگی می‌کنم. کار و زندگی برایم از هم جدا نیستند؛ هرچه در مسیر تماشای سکوت می‌آموزم، در زندگی‌ام تجربه می‌کنم و هرچه در زندگی تجربه می‌کنم، به کارم راه پیدا می‌کند.

آدمی بیشتر یک‌جانشینم؛ اهل قدم‌زدن نیستم و از سیگار متنفرم. سکوت‌های طولانی را دوست دارم، کتاب خواندن را، دیدن جزئیات کوچک روزمره و نوشتن یادداشت‌های کوتاه.

طرفدار تیم فوتبال آرسنال و صنعت‌نفت آبادان هستم ؛ و از کارهایی که آرامم می‌کند، نان‌پختن است.

زندگی من با ریتمی آرام می‌گذرد. به تجربه‌های کم‌صدا، ارتباط‌های واقعی و لحظه‌هایی که می‌شود چیزی را «دید» علاقه دارم.

دوستانم درباره من چنین می‌گویند:

اگر حس کردی بخشی از این مسیر با تو هم‌صداست، خوشحال می‌شوم در یکی از برنامه‌ها یا تجربه‌ها همراهت باشم.

پیمایش به بالا