من (احتمالاً) سیامک هستم!
تسهیلگر هنر، نوشتن و خلاقیت درونی با رویکرد ذهنآگاهی
سلام، من سیامک تراکمهزاده هستم. سالهاست که هنر، نوشتن و پرورش خلاقیت درونی مسیر زندگی و کارم را شکل دادهاند. باور دارم سکوت یکی از عمیقترین درهای شناختِ خود است. اینجا، در «تماشای سکوت»، فضایی فراهم کردهام تا در آرامش و بیشتاب، از راه هنر و نوشتن مکث کنی، نگاه کنی و خودت را در آثار هنریات، نوشتههایت و درون خویش بهتر ببینی و تجربه کنی.
داستان از کجا شروع شد؟
رفته بودم انجمن سینمای جوان تا فیلمسازی یاد بگیرم. اما سر کلاس عکاسی بود که فهمیدم مسیرم چیز دیگری است. اوایل از پشت منظرهیاب دوربین دنبال سوژه میگشتم؛ غافل از اینکه سوژه واقعی خود من هستم. عکاسی کمکم مرا وادار کرد به جای جهان بیرون، خودم را نگاه کنم.
خیلی زود، همزمان با یادگرفتن عکاسی، شروع کردم به درسدادن به یکی از دوستانم. همانجا بود که فهمیدم معلمشدن چطور بیصدا وارد زندگیام شده است. معلمی و عکاسی در کنار هم برایم رشد کردند؛ هرچه بیشتر درس میدادم، بیشتر یاد میگرفتم. آموختههایم را مینوشتم و بعدها فهمیدم آنچه روی کاغذ ظاهر میشود، بخشهای ناشناخته خودم است. پس نوشتن هم مثل دوربین، راهی شد برای نزدیکترشدن به خود.
سالها کار با فرم، تصویر، رنگ و کلمه مرا به این درک رساند که هنر و نوشتن فقط ابزار بیان نیستند؛ راهی برای دیدن و فهمیدن خود هستند. به مرور، مطالعه، تجربههای شخصی و گروهی و سالها تدریس، برایم روشن کرد که میشود با ترکیب هنر، نوشتن و حضور آگاهانه، فضایی ساخت که انسانها بدون قضاوت بتوانند خودشان را کشف کنند.
این شد نقطه شروع کار من؛ مسیری که امروز در «تماشای سکوت» ادامهاش میدهم.
فلسفه کار من (اصول و ارزشها)
حضور
وقتی مکث میکنیم، چیزهایی دیده میشوند که در شتاب روزمره پنهان میمانند.
مشاهده بدون قضاوت
هنر و نوشتن زمانی اثرگذار میشوند که تجربه را همانطور که هست ببینیم.
سکوت و توجه
سکوت برای من غیبت صدا نیست؛ فضایی است برای شنیدن خود.
اصالت و صداقت
در هنر و نوشتن مهم «درستبودن» نیست؛ «واقعیبودن» است. هنر زمانی هنر است که صادق باشد.
رشد از مسیر تجربه
انسان از راه تجربه یاد میگیرد، نه فقط از دانستن. همیشه فرآیند است که آموزنده است.
راویگری
باور دارم انسان زمانی آزاد است که روایت زندگیاش را خودش بنویسد، نه اینکه دیگران برایش روایت کنند.
فلسفه کاری من: ساختن فضایی امن، آرام و بدون قضاوت؛ فضایی که آدمها بتوانند خودشان را با وضوح، مهربانی و کنجکاوی بیشتری ببینند.
مسیرهایی که طراحی کردهام
هنرمند درون
مسیری عمیق برای شناخت درونی از راه هنرهای تصویری، نقاشی، گِل و تجربه.
خودنویس
دیدن و فهمیدن خود از راه نوشتن، توجه و راویگری.
نگاه در سکوت
تجربهای کوتاهمدت بر پایه مشاهدهگری، ارتباط با آثار هنری و یادگیری از هنر بهعنوان میراثی چند هزار ساله.
پرسه در سکوت
قدمزدن آگاهانه برای مکث و دوبارهدیدن پیرامون.
آرتگپ
فضایی برای گفتگو، شنیدن و بودن با هنر.
چطور کار میکنم؟ (ساختار، فرآیند، فضا)
ساختار جلسات
هر جلسه با یک ورود آرام آغاز میشود؛ سپس از طریق هنر، نوشتن، گفتوگو یا تمرینهایی ساده، به تجربه اصلی میرسیم و دربارهاش صحبت میکنیم تا به خودآگاهی بیشتری برسیم.
فضای کلاس و تعامل
محیطی آرام، کمصدا و بدون شتاب. هیچچیز اجباری نیست؛ اشتراکگذاریها کاملاً داوطلبانهاند و هرکس به اندازه نیازش مشارکت میکند.
نقش من
من بهعنوان تسهیلگر کنارت میایستم برای همراهی، طرح پرسش، فراهمکردن فضا و کمک به دیدن تجربه از زاویهای تازه.
امنیت روانی
احترام به مرزها، حفظ حریم شخصی و ایجاد فضایی امن که در آن هیچکس قضاوت نمیشود. هدف ما: بهجای نتیجهمحوری، تجربهمحوری را زندگی کنیم.
کمی شخصیتر
من اهل آبادان هستم و حالا در اصفهان زندگی میکنم. کار و زندگی برایم از هم جدا نیستند؛ هرچه در مسیر تماشای سکوت میآموزم، در زندگیام تجربه میکنم و هرچه در زندگی تجربه میکنم، به کارم راه پیدا میکند.
آدمی بیشتر یکجانشینم؛ اهل قدمزدن نیستم و از سیگار متنفرم. سکوتهای طولانی را دوست دارم، کتاب خواندن را، دیدن جزئیات کوچک روزمره و نوشتن یادداشتهای کوتاه.
طرفدار تیم فوتبال آرسنال و صنعتنفت آبادان هستم؛ و از کارهایی که آرامم میکند، نانپختن است. زندگی من با ریتمی آرام میگذرد؛ به تجربههای کمصدا، ارتباطهای واقعی و لحظههایی که میشود چیزی را «دید» علاقه دارم.
دوستانم درباره من چنین میگویند
«سیامک؛ معلم، دوست و رفیقی است که حتی هنگام نوشیدن یک فنجان قهوه با او میتوانی از او بیاموزی. همه وجودش معلمی است و با قصههایش، نرم و شیرین و در سکوت، تو را در تجربههای ناب زندگیاش شریک میکند.»
طراوت
دوست قدیمی«سیامک از آن آدمهاست که همیشه با اشتیاق درباره چیزهای تازه و خلاقانه حرف میزند؛ مخصوصاً وقتی پای کتاب وسط باشد. هر بار که باهاش صحبت میکنم، کلی ایدهی جدید برای بهتر زندگی کردن و جورِ دیگر نگاه کردن به دنیا میگیرم. بهنظر من سیامک فقط یک معلم نیست؛ معلمی است که آدم را به فکر کردن، کشف کردن و تجربههای تازه تشویق میکند.»
امیرپرویز
برادرم«سیامک از اون دسته آدماییه که هنوز مجله و روزنامه میخره، دنبال خرید سیدی و کتاب میره، یه شاخه عود را با دقت روشن میکنه، کمتر میشه کسی هنوز دنبال رسومات باشه. من کلاً خودم از دور کند خوشم نمیاد، اما کنار سیامک انگار گاهی بد نیست منتظر چایی باشی که قراره خوب دم بکشه تا برات بیاره.»