جوئل پس از جدایی دردناک از کلمنتاین، متوجه میشود که او طی یک عمل پزشکی تمام خاطرات مشترکشان را از حافظه پاک کرده است. جوئل نیز از سر خشم و دلشکستگی تصمیم میگیرد همان روند را طی کند؛ اما وقتی در عمق خواب مصنوعی خاطراتِ در حال محو شدن را مرور میکند، درمییابد که حتی دردهای این رابطه بخشی زنده و جداییناپذیر از هویت او بودهاند. او در آخرین لحظات تلاش میکند کلمنتاین را در تاریکترین و کهنهترین لایههای کودکی و ناخودآگاهش پنهان کند تا جلوی پاکشدن رنج و زیبایی زیستهاش را بگیرد.
این فیلم با کسب اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی، امتیاز IMDb: 8.3 و Rotten Tomatoes: 92%، بهعنوان یکی از ماندگارترین آثار سینمای قرن بیستویکم شناخته میشود. منتقدان جهان تسلط میشل گوندری بر خلق جلوههای ویژه میدانی و شاعرانگیِ روانشناختی متن چارلی کافمن را ستایش کردهاند؛ اثری که نشان داد خاطرات منفی نه نقص روان، بلکه شالوده معناسازی ما از جهان هستند.
ما در مجالس سکوت و تصویر فیلم را تماشا میکنیم تا سازوکارهای دفاعی و گرههای روان را به نظاره بنشینیم:
همراه و تسهیلگر مسیرهای «تماشای سکوت» و «خودنویس». در این مجالس، کنار هم مینشینیم تا ابتدا در سکوت تماشا کنیم و سپس بدون ادعا و شتاب برای قضاوت، لایههای درون را در آینه داستانها به نظاره بنشینیم.
اطلاعات بیشتر درباره من ←ظرفیت این نشست بهمنظور حفظ عمق و صمیمیت فضا محدود است. برای رزرو صندلی فرم زیر را تکمیل کنید: