تماشای سکوت | سیامک تراکمه‌زاده
مجالس سکوت و تصویر — جلسه سوم

مری و مکس

Mary and Max
کارگردان: آدام الیوت (۲۰۰۹) | صداپیشگان: تونی کولت، فیلیپ سیمور هافمن | مدت زمان: ۹۲ دقیقه
مری دینکل در استرالیا

خلاصه داستان

داستان در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی جریان دارد؛ روایتی از دوستی نامتعارف و بیست‌ساله میان مری دینکل، دختری ۸ ساله، تنها و منزوی در حومه ملبورن استرالیا، و مکس جری هوروویتز، مردی ۴۴ ساله و چاق مبتلا به سندروم آسپرگر در نیویورک. مری از روی سردرگمی نامه‌ای تصادفی به آدرسی در آمریکا می‌فرستد و مکس با ماشین تحریر خود به آن پاسخ می‌دهد. این مکاتبه کاغذی در طول سال‌ها به پناهگاهی امن برای دو انسانی تبدیل می‌شود که در جهان بیرونی غریبه و طردشده‌اند؛ نامه‌هایی که زخم‌ها، تروماها و نقص‌های وجودی‌شان را در آغوش می‌کشد.

از نگاه دیگر منتقدین

«مری و مکس شاهکاری خمیری، تلخ و به شدت انسانی است که بدون افتادن در دام احساسات‌گرایی هالیوودی، تنهایی مدرن، بیماری روانی، تفاوت‌های شناختی و پیوند اصیل میان انسان‌ها را کالبدشکافی می‌کند.»

این استاپ‌موشن برجسته با کسب نمرات IMDb: 8.1 و Rotten Tomatoes: 95%، از تحسین‌شده‌ترین آثار پویانمایی بزرگسالان در سینمای جهان است. منتقدان تمایز بصری دو جهان (رنگ قهوه‌ای سپیای استرالیا در برابر تک‌رنگ سرد و خاکستری نیویورک) و صداپیشگی درخشان فیلیپ سیمور هافمن را ستوده‌اند؛ اثری که کمدی سیاه را به عمقی اگزیستانسیال درباره نیاز بنیادین انسان به دیده شدن و پذیرش پیوند می‌زند.

مکس و ماشین تحریر در نیویورک

کالبدشکافی روانشناختی و روایت‌درمانی از عینک متدولوژی «خودنویس»

سلام دوست و همراه عزیز. خوشحالم که در این فضای صمیمی و پر از شفقت، کنار هم نشسته‌ایم تا داستان خمیری و پُرمهر «مری و مکس» ساخته‌ی آدام الیوت را با عینک «خودنویس» و نگاهی لبریز از پذیرش بی‌قیدوشرط تماشا کنیم.

در این متدولوژی، ما باور عمیق داریم که «هیچ بخش بدی در وجود هیچ انسانی نیست»؛ تمام رفتارهای ما، حتی عجیب‌ترین یا دردناک‌ترین آن‌ها، تلاش‌های نجیبانه و ناشیانه‌ی بخش‌های درونی ما برای صیانت از روانمان در برابر رنج‌ها بوده‌اند.

در ادامه، تحلیل تحلیلی و همدلانه‌ی این شاهکار را در ۶ بخش خواهیم آورد:

۱. ملاقات با قهرمان، جدا از مشکل

در روانشناسی روایی، نخستین گام شفا این است که خط پررنگی میان «هویت اصیل انسان» و «مشکلات یا برچسب‌های او» بکشیم. انسان خودِ مشکل نیست، بلکه مشکل، امری بیرونی است که بر زندگی او سایه انداخته است.

در سال ۱۹۷۶، با دو قهرمانِ حاشیه‌نشین در دو سوی جهان آشنا می‌شویم که زیر بار سنگین برچسب‌ها گم شده‌اند:

  • مری دیزی دینکل: دختری ۸ ساله در حومه ملبورن استرالیا که هم‌کلاسی‌هایش به خاطر ماه‌گرفتگی پیشانی‌اش به رنگ مدفوع او را تحقیر می‌کنند. مادرش او را یک «تصادف ناخواسته» می‌نامد و پدرش در سکوتی سنگین به چسباندن نخ به چای کیسه‌ای و خشک کردن پرندگان مشغول است.
  • مکس جری هوروویتز: مردی ۴۴ ساله و بسیار چاق در نیویورک که به سندروم آسپرگر مبتلاست. جامعه او را فردی «عجیب»، «عقب‌مانده» و «غیرقابل‌ارتباط» فرض می‌کند.

اشتیاق‌ها و توانمندی‌های اصیل قهرمانان: اگر برچسب‌های «زشت»، «تنها» یا «بیمار» را کنار بزنیم، با دو وجودِ فوق‌العاده ارزشمند روبرو می‌شویم: مری دختری است با کنجکاویِ پاک کودکانه، اشتیاقی عمیق برای فهم جهان و شجاعتی بی‌نظیر که باعث می‌شود به جای تسلیم شدن در برابر تنهایی، دفترچه تلفن نیویورک را باز کند و با فرستادن یک نامه، سرنوشت خود را دستخوش تغییر سازد. مکس نیز انسانی است با صداقت محض، تعهد بی‌نظیر به حقیقت، نظم ذهنی شگفت‌انگیز و روحی بی‌گناه که از تظاهر و دروغ‌های فرهنگ مدرن گریزان است. عاملیت او در پاسخ دادن به نامه یک کودک ناشناس جلوه‌گر می‌شود.

۲. نقشه‌نگاری دنیای درونی شخصیت

بر پایه دیدگاه سیستم‌های خانواده درونی، روان ما از بخش‌های گوناگونی تشکیل شده که هر یک برای مراقبت از ما نقشی بر عهده دارند:

  • الف) بخش‌های رنجور و زخمی (تبعیدی‌ها):
    • بخش رنجور مری: کودک درونِ زخمی اوست که بارِ شرم عمیق از ظاهر فیزیکی، احساس ناخواستنی بودن و ترس از نادیده گرفته شدن در خانه‌ای فاقد عشق را به دوش می‌کشد.
    • بخش رنجور مکس: بخش کودکانه و منجمد شده‌ی او در گذشته است که تروماهای سنگینی چون خودکشی مادرش در ۶ سالگی، کتک خوردن در مدرسه و طرد شدن توسط جامعه را حمل می‌کند. بار سمی این بخش، «ترس فلج‌کننده از انسان‌ها و هراس از جهان پرهرج‌ومرج بیرون» است.
  • ب) بخش‌های محافظ و کنترل‌گر (مدیران):
    • مدیرِ مکس: برای پیش‌بینی‌پذیر کردن نیویورکِ آشفته، روتین‌های سخت‌گیرانه‌ای ساخته است؛ مانند گذاشتن کلاه کاسکت با چشم‌های نقاشی‌شده در روزهای پنج‌شنبه برای فرار از کلاغ‌ها، پوشیدن یارمولکه برای گرم نگه داشتن مغزش و جمع‌آوری داده‌های عجیب.
    • مدیرِ مری: پناه بردن مری در بزرگسالی به تحصیل در رشته روانشناسی و نوشتن کتاب دانشگاهی درباره آسپرگر مکس، رفتاری مدیرانه برای کنترلِ عقلانی بر رابطه‌ای است که ناخودآگاه از آسیب دیدن آن می‌ترسد.
  • ج) بخش‌های محافظ اضطراری (آتش‌نشان‌ها): هنگامی که دردِ بخش‌های رنجور رو می‌آید، آتش‌نشان‌ها با رفتارهای افراطی وارد می‌شوند تا آتش درد را خاموش کنند:
    • تسکین‌دهنده‌های خوراکی: خوردن شیر غلیظ مستقیماً از قوطی توسط مری و پناه بردن مکس به «هات‌داگ‌های شکلاتی» (تخته شکلات درون نان ساندویچی)، رفتارهای آتش‌نشانی برای بی‌حس کردن موقت درد تنهایی هستند.
    • قطع فیوز عصبی (بهت‌زدگی): وقتی مری درباره مسائل جنسی سوال می‌پرسد، مکس دچار حمله اضطرابی شدید شده، سیستم عصبی‌اش قفل می‌کند و برای ۸ ماه در مرکز روان‌پزشکی بستری می‌شود تا از فروپاشی روانش جلوگیری کند.
    • خشم دفاعی: وقتی مری کتابش را درباره مکس چاپ می‌کند، مکس احساس می‌کند حریم روانی‌اش نقض شده است. آتش‌نشان او با خشم فعال شده، دکمه «میم» را از ماشین تحریرش می‌کند و برای مری می‌فرستد تا مرزها را قاطعانه بازسازی کند.
    • سقوط به خمیر کردن کتاب و اقدام به خودکشی: مری پس از احساس خیانت به مکس، دچار عذاب وجدان شدید شده، کتاب‌ها را خمیر می‌کند و تحت تسلط آتش‌نشان روانی‌اش، به قرص والیم و الکل پناه برده و اقدام به خودکشی می‌کند.
  • د) ظهور خویشتنِ اصیل (منِ خودآگاه): لحظه تجلی منِ خودآگاه زمانی است که مکس از خشم عبور کرده، پوم‌پوم سرخ را برای مری می‌فرستد و نامه نجات‌بخش خود را می‌نویسد. او از جایگاه حضور و شفقت به این درک می‌رسد که:
    «انسان‌ها کامل نیستند، ما همه ناقص هستیم و باید خود و دیگران را ببخشیم.»
نوشتن ابرازی و مواجهه با بخش‌های درون

۳. زاویه دید و راوی ناپذیرفتنی

روایت داستان با صدای راوی دانای کل و خوانش نامه‌ها، فضای یک «افسانه پریان برای بزرگسالان» را می‌سازد. این زاویه دید، واقعیت‌ها را از فیلتر ذهن معصومانه و بخش‌های محافظ شخصیت‌ها عبور می‌دهد.

داستان‌ها و تحریف‌های حمایتی ذهن:

  • برداشت‌های کودکانه مری: مری بیماری هراس از فضای باز همسایه‌اش (لن هیسلاپ) را به اشتباه ترس از همجنس‌گرایان می‌نامد و باور دارد بچه‌ها در استرالیا از ته لیوان آبجو و در آمریکا از قوطی نوشابه به وجود می‌آیند.
  • تفسیرهای معصومانه مکس: مکس تصوری از روابط جنسی ندارد و فکر می‌کند نوزادان آمریکا حاصل تخم‌گذاری راهبه‌ها یا فاحشه‌ها هستند. همچنین دوست خیالی او، «آقای راویولی»، که در گوشه‌ای می‌نشیند و کتاب‌های خودیاری می‌خواند، ساختی روانی برای فرار از انزوای مطلق است.

این زاویه دیدِ ساده‌لوحانه، مانند یک سپر روانی عمل می‌کند که تلخیِ تروماهای سنگین (خودکشی، الکلیسم و طرد) را برای شخصیت‌ها قابل تحمل می‌سازد.

۴. بارهای میراثی و آسیب‌های اجدادی

بارهای میراثی، دردها و باورهای سمی نسلی هستند که از خانواده به فرد منتقل می‌شوند:

  • بارهای میراثی مری: مادر الکلی و جیب‌بر او (ورا)، مری را تصادف ناخواسته می‌خواند. این رفتار بارِ میراثیِ «اضافی بودن و ناخواستگی» را به روان مری تزریق می‌کند. پدر غایب و سکوت سنگین خانه نیز بارِ «ناتوانی در جلب عشق» را بر دوش او می‌گذارد.
  • بارهای میراثی مکس: ترومای خودکشی مادر مکس در ۶ سالگی، حسِ «شوم بودن و ترس از صمیمیت» را در او نهادینه کرده است. همچنین مربی درمان پرخوری به او گفته «خدا از افراد چاق متنفر است»؛ باوری سمی که بارِ شرمِ بدنی را در او بازتولید می‌کند.

۵. ابرازگری، زبان و کیمیاگری کلمات

نامه‌نگاری‌های ۲۰ ساله مری و مکس، نمونه درخشان «نوشتن ابرازی» است.

کیمیاگری کلمات: تروماها در ذهن ساختاری تصویری و آشفته دارند که سیستم عصبی را در حالت تهدید نگه می‌دارند. مری با دست‌خط ناشیانه و مکس با ضربات ماشین تحریر خود، احساساتشان را روی کاغذ جاری می‌کنند. این نوشتن بی‌سانسور فرآیند «سامان دادن به ذهن و تبدیل احساسات آشفته بدنی به روایتی روشن» را رقم می‌زند. این کار بار هیجانی تهدید را در آمیگدال کاهش داده و آرامش می‌آورد.

همچنین، ریتم کند «پست کاغذی» در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ که هفته‌ها طول می‌کشید تا نامه‌ای برسد، یک درنگ فیزیولوژیک اجباری به سیستم عصبی آن‌ها هدیه می‌دهد تا فرصت هضم احساسات سنگین را داشته باشند.

سقف نامه‌های لمینت شده در خانه مکس

۶. لحظات درخشان و بازنویسی داستان زندگی

«لحظات درخشان» استثنائاتی هستند که در آن‌ها مشکل نتوانسته بر قهرمان مسلط شود:

  • ۱. غلبه بر ترس: همسایه مری (لن هیسلاپ) که از فضای باز می‌ترسید، برای رساندن بسته بخشش مکس به مری، بر ترس فلج‌کننده‌اش غلبه کرده و از خانه خارج می‌شود.
  • ۲. بخشش مکس: مکس از خشم عبور کرده و با فرستادن پوم‌پوم سرخ، مری را از طناب دار و خودکشی نجات می‌دهد.

بازنویسی داستان ترجیحی زندگی: وقتی مری به نیویورک می‌رسد، متوجه می‌شود مکس همان روز صبح در آرامش درگذشته است. اما با دیدن سقف خانه شگفت‌زده می‌شود: مکس تک‌تک نامه‌های مری را در طول ۲۰ سال با دقت اتو کرده، پرس نموده و به سقف چسبانده است.

این سقف پر از نامه، سند فیزیکی بازنویسی داستان زندگی آن‌هاست؛ اثباتی بر اینکه آن‌ها دیگر دو فرد تنها و بی‌ارزش نبودند، بلکه کل دنیای یکدیگر و ریسمان اتصال هم به زندگی بوده‌اند. آن‌ها از طریق نوشتن ابرازی، به پذیرش خود رسیدند و در آغوش خویشتن اصیل به یکپارچگی دست یافتند.

«یک تمرین دوستانه خودنویس برای شما: اگر دوست داری، می‌توانی همین الان کاغذی برداری و برای یکی از "بخش‌های رنجور یا نگرانت" که مدتی است تو را بی‌قرار کرده، نامه‌ای کوتاه و بی‌سانسور بنویسی. از او تشکر کن که تا امروز خواسته از تو مراقبت کند، و با مهربانی به او بگو که امروز از جایگاه خویشتن اصیلت، او را همان‌گونه که هست می‌پذیری.»

اطلاعات برگزاری مجلس سوم

🗓 یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ ⏰ ساعت ۱۷:۰۰ الی ۲۰:۳۰ 📍 مرکز مشاوره رایین 🎬 فرود در سکوت + تماشا + حلقه گفت‌وگو
بازگشت به جدول فیلم‌ها ←

فرم علاقه‌مندی به حضور جلسات نمایش فیلم